الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
38
الغدير ( فارسى )
خوددارى را دستاويزى براى نابودى و ويرانكردن خانههاى ايشان قرار خواهد داد . عبد الرحمن بن سائب نقل كرده گويد : من و گروهى از انصار نيز احضار شديم و در صحن مسجد حضور يافتيم . اندكى بعد به خواب رفتم و در خواب ديدم كه در بين مردمى نشستهام و دلم به تپش افتاد . ناگهان چيز بلندى را ديدم كه دارد نزديك مىشود . پرسيدم : كيستى ؟ گفت : من بازرسى صاحب قدرت هستم و مأموريت دارم كه صاحب اين قصر را دستگير كنم . از ترس ، از خواب بيدار شدم و هنوز يك ساعت نگذشته بود كه كسى از خارج وارد شد و اعلام كرد : همگى برگرديد ، امير از شما روگردان شده است . ناگهان به دو آن بلايى نازل شد كه عبد اللّه بن سائب گويد : - هنوز جناياتى كه بر عليه ما در سر مىپروريد ، به انجام نرسيده بود كه قدرتمندى بالاى سرش حاضر شد . - او كه ظلم و تعدّى به على بن ابى طالب را پيشه كرده بود ، ناگهان با ضربهاى نابود گرديد . « 1 » آرى ، با من بياييد تا اين اوراق سياه را كه به انواع رسوايىها آلوده و آكنده از ننگ و فساد و مهلكات است ، بخوانيم و ببينيم آيا در شريعت تابناك يا در نواميس انسانى و مقياسهاى عدل ، مجوّزى براى اين جنايات ديده مىشود و آيا اين جناياتى كه به دست فرزند هند به وقوع پيوسته ، هيچيك از جنايتكاران تاريخ مرتكب آن مىشدند ؟ شما نمىتوانيد كسى را بيابيد . چنين جناياتى از هيچ جنايتكارى شنيده نشده است ، نهتنها از گروندگان به دين حنيف ، بل از كسى كه لا اقل از عاطفهء انسانى بويى برده باشد و اين همه شقاوت و جنايت را جايز شمرد ، و يا اين مايهء ننگ و رسوايى را تحمل كند . آيا مىتوانى معاويه را با اين همه جنايات از مصاديق اين آيهء كريمه بدانى ؟ محمّد صلّى اللّه عليه و آله فرستادهء خداست و آنان كه با اويند ، بر كافران سختگيرند و با يكديگر مهربانند . آنها را ركوعكنان و سجدهكنان مىبينى كه جوياى فضل و خشنودى خدايند .
--> ( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 69 ؛ المحاسن و المساوى ، بيهقى : 1 / 39 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 286 - به نقل از ابن جوزى .